ميرزا محمد حيدر دوغلات
165
تاريخ رشيدى ( فارسي )
باشد از وى به وجود نيامده ، هرچند كه چنين است اما « 1 » رسم مورخين چنين باشد كه سلاسل تذكره را هرچند كه مذكور و لايق ذكر نباشد از هم جدا نكنند بلكه چنان كه هست شرح دهند . چه نظر ايشان در آن نيست كه محاسن اخلاق پادشاهانه را نويسند و قبايح افعال ايشان را ترك كنند بلكه هر چه هست نويسند تا تاريخ اقوام عالم باقى ماند و هر كس بعد از ايشان از طايفه ذو اقتدار و غيره را نظر درافتد ، آن نصيحتى باشد و بدانند كه اخلاق حميده و افعال غير پسنديده چه ثمره و عوايد داشته است و هر كسى را چگونه ياد مىكردهاند ، باشد كه اين نصيحت را قبول كرده به صوالح اعمال گرايند و از قبايح اجتناب نمايند . « 2 » ذكر سلطان سعيد خان ابن سلطان احمد خان سلطان احمد خان را هژده پسر بود ، از همه كلانتر منصور خان است كه ذكر وى به شرح گذشت . بعد از وى اسكندر سلطان است ، وى بعد از پدر به مرگ طبيعى وفات يافت . بعد از وى سلطان سعيد خان است ، و احوال پانزده پسر ديگر در دفتر دويم مذكور شده است . اما سلطان سعيد خان چهارده « 3 » ساله بود كه سلطان احمد خان متوجه برادر كلان سلطان محمود خان شده از پسران دو پسر را همراه آورد « 4 » . سلطان سعيد خان و باباجاق سلطان . در آن ايام كه خانان به هم مىبودند ، اين سلطان سعيد خان در حجر تربيت پدر بزرگوار « 5 » در كنف ( 77 پ ) عاطفت عم « 6 » سعادت يار ، روزگارى فرخنده مآثر را به سر مىبرد تا آنكه ميان اين دو خان و شاهى بيك خان در اخسى مصاف واقع شد كه مشروح شده است . در آن وقت انهزام تيرى بر استخوان سرين سلطان سعيد خان رسيد چنان كه سر استخوان شكست . خود را در بيغوله « 7 » 388 انداخت . اهالى آن حواشى او را بعد از تسكين
--> ( 1 ) . نت : تا . ( 2 ) . نگ : + فصل شصت و هفتم . ( 3 ) . نب ، نت : چارده . ( 4 ) . نت : آورده . ( 5 ) . نگ : بزرگوارم . ( 6 ) . نگ : عمّم . ( 7 ) . نگ : كنار جاده .